غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

150

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

عمر بن سعد بن ابى وقاص با چهار هزار تن به غاضريه آمد . شمر ذو الجيوش « 445 » نيز همراه او شد . اينان بر كرانهء رودهاى كربلا فرود آمدند و ميانشان رسولان آمد و شد گرفتند . عمر و يارانش آب را به روى حسين بستند و در روز عاشورا كه روز جمعه بود به جنگ پرداختند . نوزده تن از اهل بيت حسين همراه او بودند . حسين با لب تشنه كشته شد . هفت تن از فرزندان على بن ابى طالب و سه تن از فرزندان حسين شهيد شدند . دشمنان از كشتن على بن الحسين كه بيمار بود منصرف شدند و نوادگان حسين تا امروز از نسل اويند . هشتاد و هفت تن از اصحاب حسين كشته شدند و على بن الحسين را با زنان و دختران حسين نزد ابن زياد بردند . بعضى گويند كه سر حسين [ ع ] در طشتى بود و ابن زياد با چوبدست خود بر آن مىزد و مىگفت : هرگز چونين چهره‌اى نديده‌ام . آنگاه اهل بيت او را نزد يزيد بن معاويه به شام فرستاد . يزيد فرمان داد زنان و دختران او را در مسجد ، در جايى كه اسيران را نگاه مىداشتند ، نگه دارند ، تا مردم آنان را بنگرند . حسين در سال 61 هجرى شهيد شد در روز عاشورا كه روز جمعه بود . او پنجاه و هشت سال داشت و موهاى خود را خضاب مىكرد . يزيد اهل بيت و دختران حسين را به مدينه فرستاد . شيعيان وقايع كربلا را بتفصيل بيان مىكنند . چون يزيد بن معاويه را هنگام مرگ فرا رسيد با پسر خود معاوية بن يزيد بيعت كرد و بمرد . به هنگام مرگ سى و هشت سال داشت . مدت حكومتش سه سال و هشت ماه بود . معاويه پسر يزيد چون يزيد بمرد ، حكومت به پسرش معاويه رسيد . او قَدَرى مسلك بود . عمر مقصوص او را با اين مذهب آشنا كرده بود و او نيز بدان گرويده بود . چون مردم با او بيعت كردند مقصوص را گفت : تو در اين باره چه مىگويى ؟ گفت : يا به عدالت رفتار كن يا كناره‌گير . پس معاوية بن يزيد خطابه‌اى خواند و گفت : جد من معاويه بر سر خلافت با كسى كه از او سزاوارتر و شايسته‌تر بود به نزاع برخاست و آن را از آن